مرتضى مطهرى

51

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

به همين دليل اينها را تخطئه مىكند . مىگويد هميشه در گذشته اين جور بوده‌اند : « ولى فراموش نشود كه در اين بين عدهء قليلى از افراد و جماعات يافت مىشود كه يك معنى واقعى از وجود خدا را براى اين اوهام دريافته‌اند كه واقعا داراى خصائص و مشخصات بسيار عالى و تفكرات عميق و معقول بوده ، به هيچ وجه قابل قياس با آن عموميت عقيده نيست . » كه مىگويد در طول گذشته هم اين جور بوده . « اما يك عقيده و مذهب ثالث بدون استثنا در بين همه وجود دارد ، گرچه خالص و يك‌دست در هيچ كدام يافت نمىشود ؛ من آن را احساس مذهبى آفرينش يا وجود مىدانم . » معتقد است به اينكه در همهء انسانها [ اين احساس مذهبى وجود دارد ] ولى بعد مىگويد كه بعضى افراد ممكن است فاقد اين [ احساس ] باشند . شايد اين هم نقص در مترجم است كه اوّل مىگويد در همه ، بعد بعضيها را فاقد آن مىداند . مىگويد يك احساس مذهبى بالخصوصى در همهء افراد هست كه من آن را احساس مذهبى آفرينش يا وجود مىدانم : « بسيار مشكل است اين احساس را براى كسى كه كاملا فاقد آن است توضيح دهيم ، بخصوص كه در اينجا ديگر بحثى از آن خدا كه به اشكال مختلف تظاهر مىكند نيست . اين خدا بزرگتر است از اينكه توصيف بشود . » اين همان خدايى است كه ما مسلمانها او را « اللَّه اكبر من ان يوصف » مىدانيم . « در اين مذهب فرد كوچكى آمال و هدفهاى بشر ، و عظمت و جلالى كه در ماوراى امور و پديده‌ها در طبيعت و افكار تظاهر مىنمايد را حس مىكند . او وجود خود را يك نوع زندان مىپندارد ( 1 ) ، چنان كه مىخواهد از قفس تن پرواز كند و تمام هستى را يكباره به عنوان يك حقيقت واحد دريابد . » فرق عجيبش اين است . مىگويد اين جور احساس دربارهء مذهب و خدا ، خدا را

--> ( 1 ) . مشخصات اين احساس را مىگويد .